از اشعار مرحوم مجتبی کاشانی
نازنين
داس بی دسته ما
سالها خوشه نارسته بذری را برمی چيند
كه به دست پدران ما بر خاک نريخت
كودكان فردا
خرمن كشته امروز تو را ميجويند
خواب و خاموشی امروز تو را
در حضور تاريخ
در نگاه فردا
هيچكس بر تو نخواهد بخشيد
باز هم منتظری؟
هيچكس بر در اين خانه نخواهد كوبيد
و نمی گويد برخيز
كه صبح است،
بهار آمده است
تو بهاری
آری
خويش را باور كن
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط هومن ثاقب
|